سيد محمد دامادى

211

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

در پژوهش‌هاى اخير نيز مىتوان چگونگى آزمايش ايزدى مذكور را نزد هندوان ، در اوستا ، در تورات و در نوشته‌هاى پهلوى ، در بخش سوگند « ويسپرد » گزارش روانشاد پورداوود كه به كوشش روانشاد دكتر بهرام فره‌وشى در سال 1334 ه ش چاپ شده است بتفصيل خواند . رقيب ؛ مواظب ، مراقب ، نگاهبان ، پاسبان ، موكّل ( فرهنگ معين ) در قصيدهء رودكى كه به مطلع : آمد بهارِ خرّم ، با رنگ و بوىِ طيب * با صد هزار نزهت و آرايشِ عجيب آغاز مىشود . به همين معنى به كار رفته است : خورشيد را از ابر دهد روى گاه‌گاه * چونان حصارييى كه گذر دارد از رقيب [ احوال و اشعار رودكى تأليف سعيد نفيسى - ج سوم ص 968 و 969 چاپ 1319 ] روا مدار خدايا كه در حريمِ وصال * رقيب مَحرَم و حِرمان نصيب من باشد [ حافظ 156 / 3 ] رقيب آزارها فرمود و جاىِ آشتى نگذاشت * مگر آهِ سحر خيزان سوىِ گردون نخواهد شد [ 161 / 2 ] من ، أَرْ چه در نظرِ يار خاكسار شدم * رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند [ 176 / 2 ] يا وفا يا خبرِ وصلِ تو با مرگِ رقيب * بُوَد آيا كه فلك زين همه كارى بكند ؟ [ 184 / 8 ] ايزد كه رقيب جان خرد كرد : يعنى خداوند كه عقل را حافظ و حامى جان آفريده و عقل كلّ و وجود مطلق است ، نام ترا رديف نام خود كرد .